تفریح
سید امان الله حکیم

سید امان الله حکیم

تفریح

یکی از نیازهای اساسی انسان سالم، تفریح است. هیچ شکی نیست زمانی که تفریح در زندگی باشد هم حالمان بهتر است، هم میتوانیم بهتر کار کنیم، هم صبر و حوصله مان بالا میرود و درنتیجه برابر چالش ها بهتر میتوانیم عمل کنیم. باید توجه داشته باشیم مفهوم تفریح مفهوم ساده ای نیست! چرا که وقتی بخواهیم برای تفریح یک تعریف درست و اصولی پیدا کنیم اکثر افراد در پاسخ به این تعریف دچار مسئله میشوند. بخصوص برای نسل دهه های 50 و 60 و ابتدای 70 در ایران که شاید برای این نسلها تفریح بیش تر ازآنکه یک مفهوم عمیق داشته باشد ، به عنوان وقت تلف کردن تعریف و تعبیر شده است! و هرگز بعنوان یکی از 5 نیاز اصلی انسان دیده نشده است.
اگر بخواهیم برای تفریح یک تعریف خاص داشته باشیم قطعا دچار اشتباه خواهیم شد! در ابتدا ببنید چه چیزهایی برای شما لذت بخش است و البته هزینه زیادی هم ندارد هدفش برد و باخت نیست موجب شادمانی میشود ، الزاما هدفمند نیست و برد و باخت به معنای شکست و پیروزی ندارد. 
مثلا جوک گفتن ، وبگردی در وبسایتهای طنز و تفریحی ، گشت و گزار در مناطق و جاهای دیدن شهر خودمان، رفتن و دیدن کافه های دنج و حتی شلوغ. البته جدا کردن “تفریح ” و “لذت های کوچک” کار ساده ای نیست و خیلی وقتها این دو مورد باهم اشتباه گرفته می شوند که البته اصلا مهم نیست.  مثلا برای من (نویسنده) دیدن کارتون جیمبو که یک هواپیما بود که با برج مراقبت خودش حرف میزد و خیلی وقتها به برج مراقبت برای چالش ها کمک میکرد هنوز جذاب است! ممکنه شما خواننده عزیز با دیدن فیلم فرار از زندان حال خوبی داشته باشی. شخص دیگری فیلم های کلاه قرمزی را دوست داشته باشد. مهم این است که با داشتنش از یک سری الزامات فاصله بگیریم و در لحظه اصطلاحا کیف کنیم. ممکنه کسی با داشتن و جمع کردن یک کلکسیون این احساس خوش آیند را تجربه کند. شاید فردی با سفالگری در گوشه ای از خانه بدون تفکرات مادی و تجاری در خلوت خودش اینکار را انجام دهد. خود من هنوز رفتن به لوازم تحریر فروشی و اسباب بازی فروشی حالم را خوب میکند. هنوز بدون اینکه نیازی داشته باشم در لوازم تحریر فروشی شاید دفتر یا  دفترچه ای را خرید کنم.
بنابراین الان میشود تعریف بهتری از تفریح را ارائه کرد. اول اینکه تفریح همانطور که یک نیاز جداگانه است ، یک کار جداگانه نیز هست! یعنی نباید قاطی کارها و یا بین دوتا کار صرفا بعنوان رفع تکلیف به تفریح نگاه کرد. بعضی ها خیلی سختگیرانه به تفریح نگاه میکنند. باید همه چیز مرتب و به موقع انجام شده باشد و اصطلاحا تمام تیک های دفترچه کارهایشان باید زده شده باشد که سراغ تفریح بروند طبیعتا نمیتوانند فکر کنند آدم میتواند نگرانی داشته باشد، مساله داشته باشد، کار نکرده هم داشته باشد و حتی مریض باشد اما تفریح هم بکند و طبیعتا اگر در این شرایط به تفریح بروند تفریح با اضطرابی را تجربه خواهند کرد. برای خیلی از هم نسل های من (دهه شصت) مثلا تولد گرفتن وسط موشک باران یا درست زمانی که همسایه ما هجله شهیدش را درب منزلش گذاشته کار پسندیده ای نبود اما خداروشکر بعضی از ما در چنین شرایطی این تفریحات و لذتها را تجربه کرده ایم.
یک خطای بزرگی که وجود دارد این است که اکثرا وقتی جایی گرفتار میشویم یا چالشی داریم  خودمان را از تفریح محروم می کنیم در حالیکه این اشتباه است و باید بتوانیم در گرفتاری هایمان هم یک سری تفریحات را برای خودمان ذخیره نگه داریم که با کمک آنها بتوانیم مقاومت مان را در برابر ترک خوردن و شکسته شدن زیر بار مشکلات بالا ببریم. اگر کودک درونتان خیلی زخمی باشد نمی شود خیلی خوب تفریح کرد. اگر با یک دیکتاتور زورگو که هر روز روح شما را زخمی میکند زندگی میکنید طبیعتا تفریح کردن امر ساده ای برای شما نخواهد بود. اگر مدام صداهایی در ذهن شما به شما یادآوری میکند که شما هیچی نیستید و به هیچ جا نمیرسید و مدام در تله بی ارزشی هستید طبیعتا نمیتوانید تفریح خوبی داشته باشید. اما باید این را بدانید که نسخه تفریح یک نسخه همگانی نیست! یعنی تفریح شما با تفریح من قطعا یکی نیست و یک اختلافاتی باهم دارد حتی تفریح من در سن 15 سالگی با 25 سالگی و با 35 سالگی یکسان نیست و تغییر، ذات تفریح است . ممکن است تفریح عادی شما برای دیگران عجیب و یا برعکس باشد و این کاملا طبیعی است و شما باید به تفریحتان رسمیت ببخشید و الا باید برای مدتهای طولانی پیرو آدمهایی باشید که توانایی لذت بردن های ساده را ندارند یا حتی پیرو کسانی میشوید که راه های عجیب برای تفریح انتخاب میکنند مثل استعمال مواد مخدر شادی زای کاذب ، مثل مصرف کوکائین یا مشروبات الکلی ؛ اینها افرادی هستند که عملا ذهن نابودی دارند. پس دوست عزیزی که این مقاله را میخوانی  به سبک خودت تفریح کن و لذت ببر و برای تفریح کردن یک رسمیت اساسی قائل باش هم برای روحت و هم برای جسمت. این راهم بدانید که یک سری تفریحات و حتی تجربه ها هست که هیچ وقت در زندگی تجربه نخواهی کرد و البته قرار هم نیست خودتان را برای این محرومیت سرزنش کنید باید بپذیرید اگر مثلا من بعنوان یک مرد از آشپزی کردن در روزهای تعطیل لذت میبرم و اینکار برای شما بعنوان یک آقا کار عجیبی است و لذت نمیبرید چیز عجیبی نیست. اما میتوانید با خودتان بگویید حیف! مردم چه دامنه تفریح وسیعی دارند! تفریحات دسته جمعی معمولا لذت بیشتری را به انسان منتقل میکند البته به شرطی که خیلی آدم درونگرایی نباشید که اگر اینگونه است پیشنهادم به شما تفریحات گروهی نیست. خانم رابین در کتاب پروژه شادی ، تقسیم بندی جالبی برای تفریحات دارد.
1- تفریحات ناشی از سازگاری ما با اعضای خانواده؛ یعنی مثلا برای من بعنوان یک آدمی که سالهای بین 30 تا 40 سالگی عمرم را دارم تجربه میکنم شهربازی رفتن شاید تفریح نباشد اما وقتی فرزندم را شهربازی میبرم و او حسابی لذت میبرد ، از لذت بردن کودک، من هم کیف میکنم.
2- تفریحات شخصی و غلبه بر ترس ها؛ یعنی مثلا از پریدن از روی دایو در استخر میترسیم و با غلبه بر این ترس این کار را تجربه میکنیم یا مثلا سرسره های بلند پارک های آبی.
3- تفریحات منفعلانه مثل نشستن پای تلویزیون و دیدن برنامه تلویزیون؛ درست است که شما نقشی درپخش این برنامه ندارید اما خب حال شما را بد نمیکند و برای آن لحظات چیز خوبی است.
طبیعی است که دو مورد اول نقش بسیار بسزا تری در حال خوب شما خواهند داشت چون چالش دارند و عشق را در آنها خواهید دید.
نکته دیگر که باید توجه کنید این است که تفریح باید جوری باشد که وقتی تمام میشود ما بتوانیم با یک انرژی مضاعف و جدید به زندگی عادی برگردیم نباید در آن غرق بشیم و خیلی برایش نقشه جدی بکشیم و … نباید جوری سفر برویم که آینقدر غرق نقشه کشیدن برای آن سفر شویم که وقتی برمیگردیم نیاز به استراحت فکری چند روزه داشته باشیم. تفریح انرژی ذهنی  را نباید از شما بگیرد. همچنین دقت کنید و حواستان باشد تفریحتان را به یک کاردیگر گره نزنید. تا فلان کار را نکردی حق تفریح نداری این حرف اشتباه است و باعث میشه تفریح تبدیل به یک دستمزد باشد تا یک نیاز؛ و در آخر به شما پیشنهاد “یک بازی” میکنم! سعی کنید در تفریحاتتان حتما بازی کنید! بازی با دوستان بازی با اعضای خانواده بازی با عشقتان و خلاصه به هرشکل که میتوانید مثل پانتومیم ، مثل منچ و حتی بازیهای خاص با همسرتان. اما دقت کنید که در این بازی ها کسی را کنف نکنید. برای شادی بقیه ، فرد خاصی را مورد تمسخر قرار ندهید و بگویید خب جنبه بالایی دارد و همش شوخی است و… این مدل شوخی ها قاتل حال خوب آدمهاست. در پایان برای همه شما عزیزان آرزوی شادی روز افرزون دارم.
حالتون بهشت

مطالب مرتبط

محصولات مرتبط

فروشگاه

سبدخرید

بستن (Esc)

ورود

بستن (Esc)

دکمه اسکرول به بالا
Facebook Twitter Instagram YouTube Pinterest Telegram