چرا-در-زندگی-باید-هدف-داشته-باشیم؟
سعید احمدی

سعید احمدی

 

چرا در زندگی باید هدف داشته باشیم؟

مهمترین چیزی که هدفگذاری در زندگی برای ما به ارمغان می آورد این است که انرژی و زمان خود را بر روی موضوع مورد نظرمان متمرکز می کنیم. بنابراین با دقت و هوشیاری بهترین مسیر را برای رسیدن به موضوع مورد نظر انتخاب می کنیم و قطعا در کوتاه ترین و سریعترین مسیر رسیدن به آن هدف حرکت خواهیم کرد. پس می توان گفت مهمترین تاثیر هدفگذاری تمرکز است.

تمرکز در زندگی از آن جهت دارای اهمیت است که اگر یک فرد انرژی و زمان محدود خود را بدون برنامه مصرف کند قطعا علاوه بر اینکه سهم هر بخش از زندگی فرد کمی از آن انرژی خواهد بود بلکه بسیاری از زمان و توان فرد نیز به بطالت گذشته و هیچ نتیجه مفیدی در بر نخواهد داشت و قطعا دستاوردهای فرد در زندگی بسیار محدود خواهد شد. تنها راه حل ممکن برای متمرکز کردن زمان و انرژی فرد در زندگی هدفگذاری است.

دومین ارمغان هدفگذاری در زندگی افراد آن است که فرد سریعتر مشخص می کند چه می خواهد و چگونه می تواند به آن برسد.در واقع سرعت دستیابی به خواسته های فرد بالا می رود.

سومین ارمغان هدفگذاری در زندگی افراد آن است که کمک می کند معیاری مناسب برای سنجش کارهای خود داشته باشند. فرد با مشخص کردن هدف خود به سادگی معیارهای رسیدن به هدف را می تواند تشخیص داده و در مقاطع مختلف با مقایسه نتایج بدست آمده و نتایج مطلوب خود می تواند سنجشی کاملا مناسب و کاربردی تهیه کرده و به سادگی رفتارهای اشتباه خود را اصلاح نماید تا در مسیر رسیدن به هدف خود قرار گیرد. بنابراین یکی دیگر از مزایای هدفگذاری را می توان اصلاح اشتباهات در نظر گرفت.

چهارمین و شیرین ترین ارمغان هدفگذاری در زندگی افراد تعادل در زندگی است. هر فرد با دقت نظر خود کمبودهای زندگی را در شاخه های مختلف به عنوان اهداف خود تعیین می کند و با دستیابی به آنها زندگی متعادلی خواهد داشت. بد نیست بدانیم انسان ها وقتی در زندگی حالشان خوب است که به تعادل نزدیکتر باشند.

در آخر باید یک اخطار به هر فردی داده شود که اگر در جنبه های مختلف زندگی هدف نداشته باشد در آن حوزه پیشرفت مناسبی نخواهد داشت و در نتیجه زندگی وی از تعادل خارج خواهد شد.

تا اینجا متوجه شدیم هدف داشتن به ما نشان می دهد وقت و انرژی خودمان را کجا می خواهیم صرف کنیم و در آن حوزه از خودمان چه انتظاراتی داریم وبه ما کمک می کند که اقداماتمان قابل ارزیابی و سنجش باشد.

پنجمین مزیت هدفگذاری در زندگی آن است که به ما کمک می کند برای رسیدن به آن هدف بتوانیم برنامه ریزی کنیم. و این شاه کلید دستیابی به زندگی متعادل و دلخواه ما است زیرا اگر هدفی وجود نداشته باشد برنامه ریزی هم کاملا بی معنی می شود و قطعا فعالیتی هم در راستای پیشرفت زندگی به وقوع نخواهد پیوست.

در ادامه باید گفت مهمترین چیزی که قبل از هدف گذاری به آن نیاز داریم رویا پردازی و تصویر سازی از آن چیزهایی است که می خواهیم.

برای دانستن اهمیت موضوع باید گفت اگر از فردی نانی که در دستش هست را بگیریم نمی میرد ولی اگر رویای او را بگیریم قطعا به زودی می میرد. آدمها باید رویا داشته باشند زیرا بعد از اینکه رویا در افراد شکل می گیرد انگیزه های درونی آنها فعال می شود تا با اراده خود حرکت کنند. یکی از ابزارهایی که به آنها کمک می کند تا به سرعت به سمت رویاها حرکت کنند هدفگذاری است.

بله هدف ابزار تبدیل یک رویا به واقعیت است و باید توجه داشت که در این بحث رویایی که شدنی باشد مورد توجه است و نه رویاهایی که بصورت وهم و تخیل است.

بسیاری از مواقع پرسیده می شود چرا گاهی هدف داریم و برنامه ریزی هم می کنیم ولی نتیجه مورد نظر را نمی گیریم؟

در پاسخ باید گفت در دوره هدفگذاری آکادانش یک سیستم دست یابی به اهداف تعریف می شود که در آن سیستم ما حتما خروجی می گیریم. و امکان ندارد نتیجه قابل قبولی دریافت نکنیم. در این بین موانع زیادی برای رسیدن به اهداف وجود دارد. که به جرات می توان گفت بیش از 95 درصد این موانع درونی و بین 2 تا 5 درصد از موانع بیرونی هستند. در این دوره می آموزیم چگونه می توان این موانع را از سر راه برداشت و برنامه ها را جامه عمل پوشاند.

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست                   تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

 

موانع درونی:
یعنی خود ما مانع رسیدن به هدف خودمان هستیم. به عنوان مثال در برخی مواقع یک فردی بخاطر ترس هایش از نقطه امن خودش خارج نمی شود تا به سمت رسیدن به هدف حرکت کند. در چنین حالتی باید گفت خیلی وقتها چنین ترسهایی ساخته و پرداخته ذهن خودمان است و دلیل بوجود آمدن آنها هم خیلی متفاوت است. برای روشنتر شدن موضوع، یکی از رایج ترین دلایل بوجود آمدن چنین ترس هایی  اقدام نکردن است. وقتی ما روحیه اقدام گرایی داشته باشیم باعث می شود که مانع از بوجود آمدن ترس ها بشویم ولی وقتی اقدام نمی کنیم و فقط به موضوع فکر می کنیم، چون ذهن ما ریسک های حول و حوش موضوع را می سنجد و از یک جایی به بعد آنچه بدست می آوریم ریسک نیست بلکه مواردی مثل وهم و ترسهای کاذبی هستند که ذهن ما پیرامون آن موضوع  می سازد. توجه به این وهم ها و ترس های کاذب باعث می شود روحیه اقدام گرایی افراد بسیار کم شده و در نهایت هیچ اقدام موثری انجام نشود. بنابراین همیشه وقتی برنامه ریزی می کنیم باید سریعا وارد فاز اقدام شده و این اجازه را ندهیم که ریسک های غیر منطقی و واهی برای ذهنمان ایجاد گردد.

 

موانع بیرونی :
 گاهی بر اساس موضوعی که انتخاب می کنیم می توانند مختلف باشند. مثلا در شرایط رکود اقتصادی موجود در جامعه اگر شما برای کسب و کارتان این مسئله را پیش بینی نکرده باشید تاثیر بر کسب و کارتان خواهد گذاشت. ولی در همین شرایط رکود اگر شما هدفگذاری درست ، برنامه ریزی مناسب و استراتژی های درستی در حوزه منابع انسانی و مالی و … داشته باشید  همین شرایط رکود می تواند بجای اینکه تهدید باشد تبدیل به فرصت شود. مثلا در چنین شرایطی چون تعداد زیادی از رقبای شما با تعدیل نیرو و خروج از بخشهایی از بازار مواجه هستند طبیعی است که فرصتهای جدیدی برای شما ایجاد می کنند و اگر شما بتوانید این فرصتها را با انتخاب اهداف متفکرانه و منطقی و به موقع جذب کنید قطعا بعد از اتمام دوران رکود شما می توانید خیلی قوی تر از گذشته رقابت خود را ادامه دهید.

در پایان مقاله باید گفت اگر شما یک مهارت لازم دارید تا در حوزه های مختلف زندگی اعم از زندگی شخصی یا شغلی موفق باشید و یا فرزندتان با آموزش یک مهارت در آینده بتوانند استقلال خودشان را بصورت حداکثری بسازند آن مهارت، مهارت هدفگذاری است. 

مهارت هدفگذاری در واقع مهارت رسیدن به خواسته هاست. مشخص کردن آنچه می خواهیم و پیدا کردن راه رسیدن به آن مطالبی است که یک فرد در مهارت هدفگذاری یاد می گیرد.

مطالب مرتبط

محصولات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فروشگاه

سبدخرید

بستن (Esc)

ورود

بستن (Esc)

دکمه اسکرول به بالا
Facebook Twitter Instagram YouTube Pinterest Telegram